کد خبر: ۱۲۵
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۸
من دزد دین نیستم
گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند...
داستانک/دزد با وجدان



گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.


او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.



منبع: تالار مشاوره همدردی
مطالب مرتبط
نظرات شما
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
طراحی و تولید : ایران سامانه